گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

بهار۹۹

هو الحبیب ... فرا رسیدن عید نوروز را به محضر مبارک شما تبریک عرض نموده و امید آنکه به لطف ایزد منان، روزها و شب های خوش، سلامت، پربرکت، باعزت و خداپسندانه ای را در سال ۱۳۹۹ خورشیدی در کنار خانواده محترمتان سپری نمایید. به امید تماشای صبح ظهور، در پناه خداوند منان پیروز و سربلند باشید. ‌               امروز تولدم هست ، تولدم مبارک بابا مرتضی برای شوخی کارت خوان بیسیم خودش را اورده ، برای گرفتن عیدی هاتون میگه کرونا اومده ، پول نباید بچه ها بگیرن ، با کارت عیدی واریز بشه.   ...
1 فروردين 1399

این روزای ما

معلم بچه ها کانال هایی در ایتا و تلگرام گذاشتن و دارند درس میخونند   کاردستی محمد که معلمش در کانال گفتن و با هم درست کردیم   اقا محمد مشق مینویسی یا تبلت بازی.... وعلی اقا هم سخت درگیر مشق و درس هستند البته گاهی بازی... انشاالله این روزا هم زود تموم بشه و روزای خوبتر بیاد بدون کرونا.البته به ما که تو خونه هم خوش میگذره هر روز یه چیز خوشمزه و با ویتامین زیاد درست میکنم ، از جمله حلوا با عسل و سه شیره ، شوله زرد ، کیک ، شربت بهارنارنج و سه شیره و تخم شربتی ، بابونه و نبات .... بازیهای متنوع اتلو  جنگل .... محمدسبحان به باباش همش میگه بزرگ شم میخام براتون لا...
18 اسفند 1398

#به یاری خدا ما کرونا را شکست میدهیم

    مگر میشود با وجود شما فاصله یکی دومتری را رعایت کرد؟؟وقتی که صبح ها به عادت همیشگی سلام میکنید؟ مگر میشود زمان بوسه هایتان را پیش بینی کرد؟؟  تکالیفتان رامرتب انجام میدهید و کتاب میخوانید محمد رنگ امیزی میکنه...فیلم های خنده دار(مستر بن...و...)یا کارتونها   سگهای نگهبان باب اسفنجی ، تام و جری ، رالف خرابکار ....و فیلم هایی مناسب سن و علاقه تان..!!!!. به هر چه  نگاه میکنم آنها هم از محصولات چین هستند...اصلن همه آدمای دنیا دوست داشتنی و خوبند....امیدوارم این روزها با همه اخباری که دل هر انسانی رو غمگین میکنه زودتر تموم بشه....اگه خودمونو یکجورایی مشغول کنیم کمتر در جو اخبار قرار میگیریم. ...
10 اسفند 1398

روز مادر۹۸

معلم مهد محمدسبحان بهشون گفته بود با باباتون برین برای مادرتون یک هدیه بخرین . محمد در گوش باباش یه چیزایی گفت و بعد بلند گفت من امروز میخام برم مغازه بابا . مثلا نمیخاست لو بده میخاد چی کار کنه . عزیزم  عاشقتم .   ...
26 بهمن 1398

دندان محمدسبحان افتاد

امروز جمعه خونه عزیز بودیم که باعلی دعواشون میشه و با دهانش رفت تو پای علی  هیچکی متوجه افتادن دندان نشدند ، شب خونه مامان علی دید چند عکس جا مونده جشن یلدا پیش دبستانی یاران مهدوی   اقامت گاه بومگردی کاشمر شب یلدا۹۸   ...
11 بهمن 1398